« یک – سنگ نبشته – تا قیام ِ قیامت برایِ اسپرم های بیکار »
توطئه ی شعاع بی نهایت
خالی کاسه ی دایره ای که به هم ریخته
تا َ پر – کشیدن
تا ابد َ پر نکشد
من و
و - من
دیگران شدیم
(آن - ( ما
( یک ، یک است از من با ( و - من
و - من
(نهایتِ درک پذیر بی نهایت درک ناپذیر ( من
شاخه های تر - سست ِ عصب ها
خون - خاطره ی سیاه
تمام سیل سلول ها
قو - زیبایی آواز درد را
درد - انتشار
دیگران
دیگران شد
با من و
و - من
لجن هایی سیاه - این جا
از زمانی
که با نه - دیگران ، دیگران نبودیم
سپیدهای سپید - دیگران
همیشگی یی
که دیگر بی با نه - دیگران
من با و - من
...سپید - زاده شد |