« دق جان ! با دایره ات یک دور چند ریشتری بزن »
من از دور است
دور از تکرار نیست
ارتکاب مانوس غلیظ ، زندگی
راست نشسته
تنگین ِ تنگه های تنهایی
یکی از رو
یکی از زیر
خزش چند چندش خزه آور زرد
در، در ( یک خط در میان ) باز مانده
ارتکاب فضای خلا برای خفگی
(در را در فضایِ میانِ ( یک خط در میان
به هم می کوبد
بر ، بری برایش نمانده
میانبُرهای داغ به لول کرم ها
زیرا گذار گذران را گذر نمی گذارند
داغ - می نشستنی است من ِ تو
(خط برای خلا میان ( یک خط در میان
|