دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

  شهرام بشرا   
   
« دق جان ! با دایره ات یک دور چند ریشتری بزن »    
                        
من از دور است     
دور از تکرار نیست     
ارتکاب مانوس غلیظ ، زندگی     
راست نشسته     
تنگین ِ تنگه های تنهایی     
یکی از رو     
یکی از زیر     
خزش چند چندش خزه آور زرد     

در، در ( یک خط در میان ) باز مانده     
ارتکاب فضای خلا برای خفگی     
(در را در فضایِ میانِ ( یک خط در میان     
به هم می کوبد     
بر ، بری برایش نمانده     
میانبُرهای داغ به لول کرم ها     
زیرا گذار گذران را گذر نمی گذارند     

داغ - می نشستنی است من ِ تو     
(خط برای خلا میان ( یک خط در میان     
    

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی