دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

  شهرام بشرا   
   
« تولد ِ کارت  ِتبریک ِ تولد »    
   به همسر - بهاره ی عزیزم    
                        
در لَه لَه پرواز پرنده    
معجزه بود    
در لَه لَه فرود پرنده    
منقارش اشک کشید    
چشم های آسمان – چِش اش    
چشم هایم را چشید    
چادرش سر کشید آسمان    
شکم قشنگ آبی اش را    
برای خدا حجاب کرد    
مرا با من برد    
سر کوچه ی من نان خرید برای من    

له له که نبود ، معجزه بود    
آسمان در پرواز  تا دسته ، پرواز کرد    
زمین در فرود  تا خرخره ، فرود آمد    
سلول ها در هم شکفتند    
در دنده های بی نظمی    
.آرامش آدرس آرامش اش را با آرامش خواند    
    

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی